پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، خوش آمدید به سایت من . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وب سایت ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما را در بهتر شدن كیفیت مطالب یاری کنید.
 
 
روایت الشیخ
نوشته شده در سه شنبه 29 مهر 1393
ساعت : 09:36 ق.ظ
نویسنده :
روایت است روزی شیخ و مریدان در محفلی دور هم جمع بودندی ناگاه کوری وارد گشت و به شیخ گفت: ای کذاب چنانچه ادعای کرامت داری کاری کن که چشمانم ببیند!!!
همه مریدان از این تقاضای محال بر آشفته و گفتند: عجز شیخ در این امر محال، دلیل بر نفی کراماتش نیست!!
کور گفت:دری وری نگوییدزبالگان!! 
نگاه ها به شیخ دوخته شد شیخ در بحر مکاشفت فرو رفت و ریشی خاراند و ناگاه گفت :ای کور اکنون ضعیفه ایی ژیگول روبرویت نشسته است بدون کلیپس!!!!

چشمان کور به ناگاه بینا شد!!
و گفت کو؟؟؟
شیخ گفت :هم کرامتم را ثابت کردم و هم تورا بینا نمودم ای دیوس
مریدان پرسیدندی: وات دِ فاک یا شیخ؟ علت کدامست؟؟
شیخ بگفتا: نیرویی در دختر بی کلیپس  هست که مرده را زنده میکند این که چشمی بیش نیست.
بدین سان مریدان بطور ساعتگرد به نوبت خشتک دریدندی و عربده کشیدندی و چهار تا چهار تا بطور مستطیلی راه بیابان در پیش گرفتند.
نقل است شیخ خود نیز خشتک درید و در حسرت دختر بی کلیپس زجه ها سر داد 


:: مرتبط با: سرگرمی ,
 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات